بایگانی ماهیانه: اردیبهشت ۱۳۸۷

بانک قرض الحسنه ی مهر ایران

«… در بانک قرض الحسنه نیز بخش عمده درآمد از محل کارمزد خدمات بانکی است که بین ۲ تا ۴ درصد خواهد بود. ضمن اینکه منابعی که ما جذب می کنیم، ارزان قیمت هستند و بر خلاف سایر بانکهای تجاری از محل جذب منابع متحمل هزینه ای نمی شویم و به دلیل وجود انگیزه ها و اعتقادات دینی در یک جامعه ی اسلامی و پایبندی به ارزشهای والای سنّت قرض الحسنه، سپرده گذاری در این بانک توسط مردم صورت خواهد گرفت و با افزایش قدرت سپرده ها، قدرت وام دهی ما نیز افزایش می یابد و با در اختیار گذاشتن این تسهیلات به افراد جوان جامعه و اقشار محروم، می توانیم نقش مؤثری در ایجاد آرامش اقتصادی(!!!) و اجتماعی داشته باشیم … از زمانی که بانک افتتاح شد و شروع به فعالیت کرد، یعنی از ۹/۲۴ برنامه ی بانک بدینصورت بود که در ماه اول جذب سپرده داشته باشد و در ماه آینده شروع به پرداخت تسهیلات کند. در حال حاضر نیز بانک در حال جذب سپرده های مردمی است که روز به روز افزایش می یابد؛ به طوری که میزان جذب در استانهای مختلف متفاوت بوده، اما باید تراز تلفیقی آنها برای داشتن یک آمار دقیق از آن به دست آید، ولی جذب سپرده نسبت به آنچه برآورد شده بود، مثبت تلقی می شود و از اول بهمن ماه نیز شروع به پرداخت تسهیلات خواهیم کرد و گروه هدف ما نیز برای دادن وام، ابتدا متأهلین واجدالشرایط هستند که تا سقف ۲۰ میلیون ریال [آرامش اقتصادی با ۲۰ میلیون ریال؟!] در اقساط ۳۶ ماه تسهیلات خواهند گرفت و اگر بانک بتواند منابع خود را تجهیز کند و جمع سپرده گذاری ها بیشتر از حجم متقاضیان دریافت تسهیلات باشد، می توانیم حجم تسهیلات بانکی را تا سقف ۱۰۰ میلیون ریال که حداکثر تسهیلات است افزایش دهیم …» -بخشی از مصاحبه ی هفته نامه ی شهروند امروز – شماره ی ۳۲ – یکشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۶ با غلامرضا مصطفی پور، مدیرعامل بانک قرض الحسنه ی مهر ایران

و حالا این لینک را ببینید: عدم استقبال مردم از بانک قرض الحسنه – جام جم آنلاین

بخشی از حرفهای گفته شده در لینک بالا را که به گفتگوی ابتدای مطلب ربط دارد، اینجا می آورم:

«غلامرضا مصطفی‌پور، مدیرعامل بانک قرض‌الحسنه در گفتگو با خبرنگار «جام‌جم» جذب سپرده‌های قرض‌الحسنه مردم را در بانک قرض‌الحسنه از زمان تاسیس تاکنون بیش از ۳۰۰ میلیارد ریال ذکر می‌کند و می‌گوید: عمده این حجم از سپرده‌گذاری از وجوه ریز و کوچک مردم بوده و هنوز مشتریان کلان در بانک قرض‌الحسنه سپرده‌گذاری نکرده‌اند.

خبرنگار ما می‌نویسد: مقایسه این رقم باکل سپرده‌‌های قرض‌الحسنه بانک‌ها در ۱۰ ماه سال ۸۶ تصویر شفاف‌تری به ذهن متبادر می‌کند. مطابق گزارش بانک مرکزی در مدت ۱۰ ماه سال ۸۶ یکهزار و ۳۲۱ میلیارد تومان سپرده قرض‌الحسنه در بانک‌های کشور جمع‌آوری شده است.

حال این رقم را با ۳۰ میلیارد تومانی که در بانک قرض‌الحسنه مهر سپرده‌گذاری شده مقایسه کنید. هر چند که باید پذیرفت این بانک هنوز خیلی نوپاست و فقط ۵ ماه از تاسیس آن می‌گذرد، ولی باز هم رقم جذب منابع آن بسیار ناچیز به نظر می‌رسد

واقعیتی که نمی‌توان آن را انکار کرد این است که حتی جذب سپرده‌های قرض‌الحسنه نیز باید با ایجاد انگیزه‌های قوی صورت پذیرد و بجز افرادی که با نیت خیرخواهانه اقدام به گشایش سپرده می‌کنند، تشویق سپرده‌گذاران قرض‌الحسنه نیز در جذب سپرده‌ها بی‌تاثیر نیست؛ در نتیجه برخی مردم که برای افتتاح حساب قرض‌الحسنه به بانک‌ها مراجعه می‌کنند، ترجیح می‌دهند در حساب‌ قرض‌الحسنه‌ای اقدام به سپرده‌گذاری کنند که به آن جوایز تعلق میگیرد.

رئیس یکی از شعبه‌های بانک ملی که بانک قرض‌الحسنه مهر در آنجا شعبه‌ای (باجه‌ای)‌ دایر کرده است، در گفتگو با خبرنگارما می‌گوید: هنگامی که افراد برای گشایش حساب قرض‌الحسنه به ما مراجعه می‌کنند، از آنها می‌پرسیم تمایل دارند در قرض‌الحسنه مهر که به آن تسهیلات ارائه می‌شود، سپرده‌گذاری کنند یا در قرض‌الحسنه که مشمول جوایز می‌شود که مردم بیشتر گرایش به دریافت جوایز داشته‌اند.

وی در پاسخ به این سوال که تاکنون به چند نفر تسهیلات از محل حساب قرض‌الحسنه مهر ارائه شده است، گفت: بخشنامه آن بعد از عید به ما ابلاغ و اعلام شد که بانک‌ها می‌توانند از این منابع تسهیلات بدهند، ولی تاکنون تسهیلاتی نداده‌ایم، البته خود بانک نمی‌تواند در این زمینه وامی پرداخت کند، ولی مردم می‌توانند برای دریافت تسهیلات به شعبه مرکزی مراجعه کنند. »
و این است توهمات یک دولت مهرورز درباره ی اقتصاد، اعتقادات خالصانه ی مردم به سنت الهی قرض الحسنه ، آرامش اقتصادی و …

دوست داشتنی ها و دوست نداشتنی ها

خدا خیرش بده بنفشه خانم بابایی (پرده نشین)، توی این بی سوژه ای و بی حوصلگی ناشی از خرتوخری مملکت، دعوت کرده که در مورد دوست داشتنی ها و دوست نداشتنی هایم بنویسم! من هم اونهایی که همین الآن و خیلی سریع به ذهنم میرسه رو می نویسم

دوست داشتم روزی می رسید که مردم (چه ایران و چه جهان)، دیگه رنگ خشونت و سختی و خستگی و اینهمه مشکلات رو نمی دیدند

دوست داشتم آنقدر قدرت شورای صنفی دانشکده زیاد (حتی بیشتر از الآن) میشد که می تونستیم با فشار به دانشکده و دانشگاه، یه سری از استادهای بی سواد، […] و پست فطرت رو که بچه های مردم رو به راحتی اذیت می کنند و خودشون رو هم محق می دونند، از نون خوردن می انداختیم!

دوست دارم ها:

خوردنی ها ماکارونی، لوبیا پلو، عدس پلو با گوشت، قرمه سبزی، جوجه کباب، پیتزا کاکتوس و کباب ترکی!

پوشیدنی ها کت و شلواری که اسفندماه سال ۸۵ خریدم و خیلی برام خوش یمن بوده تا الآن! توی حدود ۷ تا عروسی و مراسم ازدواج پوشیدمش! یکی اش هم عقد خودمون بود!

لباس سبز فسفری تیم فوتبال دانشکده (مهندسی کامپیوتر و فناوری اطلاعات امیرکبیر) که باهاش قهرمان دانشگاه شدیم و کلاً وقتی می پوشمش و فوتبال بازی میکنم، یه حس خوبی بهم دست میده

خواندنی ها «مزرعه ی حیوانات» جورج اورول و «کوری» ژوزه ساراماگو! توی تمام عمر کتاب خوندنم، خوندن هیچ کتابی به اندازه ی اینها برام لذتبخش نبود

هفته نامه ی «شهروند امروز» که جدا از برخی موارد که با مطالبش خیلی موافق نیستم، خیلی چیزها رو توش خوندم و یاد گرفتم

مکان ها پارک ته خیابون ۵۳ام یوسف آباد، جنگل کارا توی درکه، رستوران کوپه، معجون بابارحیم

فیلم ها ایرانی: آژانس شیشه ای و البته بیشتر فیلمهای حاتمی کیا بجز «به نام پدر»،فیلمهای کمال تبریزی (به استثنای سریال شهریار) و علی حاتمی و کیارستمی و جعفر پناهی و دار و دسته شون، مهمان مامان و هامون و اجاره نشین ها از داریوش مهرجویی

خارجی: The Shahwshank Redemption، پدرخوانده شماره یک، City of God، Good Fellas و

Once upon a time in America

شنیدنی ها آهنگهای محمد اصفهانی، شجریان و کلهر و علیزاده و ناظری و حتی احسان خواجه امیری! و البته آهنگهای یانی

آدم ها پدر و مادر و خواهر و سایر بستگان که جای خود دارند، آزاده به عنوان همسرم و بهترین دوستم و دلیل آرامش اخیر من جای ویژه ای داره، دوستانم (تقریباً می تونم بگم دوستان دوره ی دانشگاهم، چون تقریباً ارتباط چندانی با دوستان قبل از دانشگاه ندارم) که برای اینکه کسی از قلم نیفته اسمشون رو نمی برم، سید محمد خاتمی، شیخ یوسف صانعی، دکتر محمد رحمتی و دکتر مسعود صبایی استادهای دانشکده مون، دکتر غلامرضا کاشی، مرحوم مهندس بازرگان، کریم باقری، عادل فردوسی پور و …

ورزش ها (این مورد به پیشنهاد همسر گرامی اضافه شد – مراجعه شود به پانوشت ۲ – و البته خودم کاملترش کردم) فوتبال و شنا رو خیلی خیلی دوست دارم. خصوصاً فوتبال! طوریکه حداقل هفته ای ۲ جلسه و هر کدوم به مدت حدود ۱٫۵ ساعت، البته به همراه پدر گرامی، میریم با دوستان و آشنایان فوتبال سالنی و چمنی بازی می کنیم!

در ضمن عاشق تیم فوتبال پرسپولیس هستم، اما تعصب خشک و بیجا ندارم!

دوست ندارم ها

صهیونیسم و صهیونیست ها (نه بخاطر ملت مفت خور فلسطین، فقط بخاطر نژاد پرستی و پست فطرتی بیش از اندازه شون)، سردار رادان، احمدی نژاد و کابینه اش و مدیران دولتش، هوگو چاوز، جورج بوش، فیدل کاسترو، کمونیسم و سوسیالیسم، احمدی نژاد، محمدرضا گلزار، بی اخلاقی، دروغ، تظاهر، حداد عادل و اکثر نماینده های مجلس هفتم، احمدی نژاد، سید حسن نصرالله، حمید استیلی، شلوغی هر روز مترو، روزنامه ی کیهان و دار و دسته اش، مهدی کروبی، منتجب نیا، اعتماد ملی، احمدی نژاد، نگاه به دیگران از موضع بالا، ترسیدن بیجا، پاچه خاری، تعصب بی مایه خصوصاً از نوع مذهبی اش، انحصار طلبی، جنگ، نفت، احمدی نژاد، روزنامه های زرد ورزشی، دکتر کاردان، جواد خیابانی، آنارشیسم، فاشیسم و …

در آخر هم از آزاده میخوام که همین بغل (سمت چپ وبلاگ)، در مورد دوست داشتنی ها و دوست نداشتنی هاش بنویسه تا حداقل بعد از مدتها آپدیت کرده باشه و طلسم رو بشکنه و دومین مطلبش رو توی این وبلاگ بنویسه!

همچنین از پژمان، ابوذر، محسن، مهدی و ریحان، علی و سمانه، امین مسیب زاده و بقیه ی دوستانی که حالِ نوشتن دارند هم دعوت میکنم! از ننوشتن که بهتره!

پانوشت ۱: اگه حالش رو داشتید، عکسهایی که با لباسهای محلی ایران رو که توی نمایشگاه شهر من-فرهنگ من دانشگاه خودمون انداختیم ببینید! اینم لینکش

پانوشت ۲: همسر گرامی در کامنتی که گذاشته اند، نکته ی بسیار مهمی رو گوشزد کرده اند. اینکه اینهمه شخصیت فوتبالی و تیم فوتبالی و این حرفها توی لیست دوست داشتنی ها و دوست نداشتنی هایم هست، اما خود فوتبال رو یادم رفته بنویسم! همون بالا اصلاح کردم مطلبم رو

تعجبیات آقای گوجه

چند روزی بود که آقای گوجه داشت کم کم روی لبانش خنده سبز میشد! خصوصاً امروز که به دلیل قهرمانی تیم همرنگ ایشان، جگرش حال اومده بود! اما به محض خواندن سخنان گهربار ریاست محترم جمهوری و سخن از حل مشکلات اقتصادی مردم، به شکلی که می بینید در اومد و به قول هموطنان شریف آملی، «لینگِلو» شد!

معرفی آقای گوجه

آقای گوجه

این دوست عزیزی که این بالا می بینید، آقای گوجه است!

البته این عکس آقای گوجه در ابتدای سال ۱۳۸۴ هجری شمسی، گرفته شده و تصویر ایشان، خصوصاً در یکی دو سال اخیر، به هیچ وجه من الوجوه، شباهتی به این عکس ندارد! لبخند از روی لبان ایشان رخت بربسته و مدام تحت فشار معیشتی قرار دارند.

چند وقت پیش آقای گوجه به این فکر می کرد که با بالا رفتن قیمتش، برای حل مشکلات معیشتی خود و خانواده، بهتر است دست به «خود فروشی» بزند و از این راه، رزق حلال کسب نماید! بهر حال کیلویی حدود ۲۵۰۰ تومان کم نیست!

البته خیلی زود ثابت شد که آقای گوجه، ماتحت تأثیر استکبار جهانی و رژیم های طاغوتی و مفسد و مافیای اقتصادی قرار گرفته و از وضعیت معیشتی شکایت دارد، وگرنه همانطور که در اواخر اردیبهشت ماه ۱۳۸۷ هجری شمسی اعلام گردید، وضعیت معشیتی مردم نسبت به ۲-۳ سال قبل بهتر شده است!

بعد از دو هفته

بعد از دو هفته بالاخره این سرور میزبان ما درست شد و ما تونستیم وبلاگ خودمون رو مجدداً رؤیت بنماییم!

فعلاً به دلیل شلوغی بیش از حدّ سر مبارک، وقت نداریم وبلاگ آپدیت کنیم!

البته تا احتمالاً چند روز آینده! این چند روز میتونه از یک تا ۳۰ روز باشه!

جو سازی علیه خاتمی

در اینکه جناح محافظه کار و تمامیت طلب در ایران، از حضور خاتمی در انتخابات آینده ی ریاست جمهوری هراس دارد، شکی نیست. مطمئناً حضور شخصی مثل کروبی، نمی تواند موقعیت محافظه کاران را به خطر اندازد. پس باید بیشترین توان خود را برای کنار گذاشتن خاتمی به کار ببرند!

بحث بازنشسته شدن خاتمی از فعالیت های سیاسی که خبرگزاری فخیمه ی فارس، شدیداً به آن علاقه نشان داده، می تواند نمودی از این ترس محافظه کاران باشد.

اما در این میان، علت انتشار وسیع سخنرانی ها و نوشته های خاتمی علیه مرحوم مهندس بازرگان در سالهای اولیه ی انقلاب، در این روزها برایم جای تعجب دارد! به نظر نمی رسد که این قضیه، کار گروه های ملی – مذهبی باشد، که خود آنها شاید آزادترین سالهای پس از انقلابشان در اظهار نظر کردن، در همان زمان خاتمی بوده است و می شود گفت در اکثر انتخابات های پس از دوران خاتمی، همراه اصلاح طلبان بوده اند و «شخصاً آنها را اصلاح طلبان واقعی می دانم» که همواره شرافت خود را با دفاع واقعی از آزادی و انسانیت و حقوق بشر حفظ کرده اند!

اینکه یک زمانی، کسی مثل خاتمی که این روزها خیلی روی دید باز و منش فرهنگی وی حساب می شود، به دلیل جو انقلابی، چنان اظهارات تندی علیه نخست وزیر دولت موقت بکند، تصوری دور از ذهن نیست! همین که از آن مشی گذشته و با آن شدت و حدّت پشیمان بشوی و راه اصلاح در پیش بگیری، جای تقدیر دارد! اما تخریب شخصیت خاتمی، مطمئناً به نفع هیچکس نخواهد بود!

وبلاگ خبرنگاری را که خاتمی را بازنشسته کرد، با اسپیکر روشن بخوانید – سمیه توحیدلو

تولد یک خبر، چگونه خبر کلاشینکف، خاتمی را بازنشسته کرد؟ – بهمن هدایتی

غلام جون! جون من این بار محمود رو ببخش!

دعوای زرگری رئیس مجلس و رئیس دولت دوباره شروع شده! احمدی نژاد از تخلف حداد عادل گفته و حداد هم جوابش را داده! باید منتظر جواب مجدد احمدی نژاد باشیم!

آن زمان که رئیس جمهور نهم و دولتش، هر کاری می خواستند می کردند و هیئت رئیسه ی مجلس سکوت کرده بود و بی چون و چرا، همراه تصمیمات نابجای دولت شده بود، آقای حداد انتقاد کردن یادش رفته بود! حالا حق این مجلس است که اینطور مسئولیت گرانی و مشکلات مملکت به گردنش انداخته شود و نامه های توهین آمیز نثارش شود!

عماد افروغ رئیس سابق کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم و عضو کنونی این کمیسیون، خیلی جالب در مورد این دعوای زرگری صحبت کرده و گفته: «هر چه به انتخابات ریاست جمهوری دهم نزدیک تر می شویم، واکنش های مثبت به اعتراضات عمومی بیشتر می شود که البته این نحوه برخورد، بر هم زننده ی اصل پیوند میان اخلاق و سیاست در نظام جمهوری اسلامی است»! شاید از این گفته ی افروغ اینچنین برداشت شود که شایعه ی کاندیدا شدن حدادعادل برای ریاست جمهوری دهم، چندان هم شایعه نیست! یا شنیده های حاکی از مذاکره با «سید شهاب الدین صدر» برای ریاست مجلس، چندان هم بی دلیل نباشد!

افروغ در جای دیگری از صحبت هایش گفته: «عده ای گویا راز و رمز باقی ماندن در قدرت را به خوبی آموخته اند و سعی دارند در آستانه ی تشکیل مجلس هشتم، به اعتراضات و نگرش های انتقادی و دلزدگی های عمومی و انزوای نخبگان پاسخ مثبت بدهند تا در افکار عمومی اینگونه القا کنند که آنها هم نگرش انتقادی دارند»!

هر چه می گذرد، از افروغ بیشتر خوشم میاید! حداقل شرفش را حفظ کرده است

آقای دانش جعفری، چه فایده؟

جناب دانش جعفری، وزیر برکنارشده ی امور اقتصادی و دارایی دولت نهم، در مراسم تودیع، هر چه دق دلی از دولت و وضعیت اقتصادی و احمدی نژاد داشته، ریخته بیرون و شاید بعضی از حرفهای «مگو» را هم گفته! [متن کامل سخنرانی در سایت ایسنا]

اما چه فایده؟ آن موقع که باید به انتقادات گوش داده میشد، همه مفسد اقتصادی خطاب می شدند و جناب وزیر سابق، سکوت می کرد و سکوت هم که علامت رضاست! وقتی ده ها اقتصاد دان، خطاب به رئیس جمهور نسبت به آینده ی امور اقتصادی کشور هشدار دادند و رئیس جمهور هیچ وقعی به نگرانی های آنها ننهاد، جناب دانش جعفری، یکی از همان منتقدین را که به اردوگاه اصلاح طلبان نزدیک بود، از هیئت مدیره ی بیمه دانا کنار گذاشت! اگر آن موقع هم فشار از بالا بوده، چرا حرفی نزدید؟ حالا که از گردونه ی قدرت کنار گذاشته شدید، یادتان افتاد که در مملکت مشکل اقتصادی هست و وضعیت مناسب نیست؟

با اینکه خیلی ها گفتند و نوشتند که دانش جعفری غوغا کرده، اما به نظرم حرفهای بی ربط گذشته را هم تکرار کرده! حرفهایی مثل فشار دشمن، فعالیت صهیونیست ها علیه اقتصاد ایران، تعالی اقتصادی کشور در آینده و از این دست بحث ها هم در صحبت های ایشان به چشم می خورد! یکی نیست بگوید مگر همین فعالیت دشمن و صهیونیسم، در زمان خاتمی هم نبود؟ پس چه شد که مملکت به این روز نیفتاد؟ کدام تعالی اقتصادی؟ رتبه ی پنجم تورم در جهان تعالی است؟

خنده ام گرفت وقتی صحبت هایش را خواندم!

———————————————————–

بعدالتحریر:

«یک عکس»: از این به بعد، عکسهای مختلفی که انداختم یا دارم رو با عنوان «یک عکس» اینجا هم میذارم و به گالری لینک میدم. اونجا هم سری بزنید!

برای شروع، به نظر شما، شماره ی این کمد چنده؟

دانشکده ی معماری دانشگاه علم و صنعت ایران