درخت

۱- «می روم حکیم بشوم، درخت! ما با هم درگیر خواهیم شد.»

۲- «من درخت نیستم، ‌انسانم. و روزی باید که وظائف انسانها از همه ی درخت ها و همه ی دروغ های وابسته به آسمان، پس گرفته شود و به انسان سپرده شود»

از جلد دوم کتاب «آتش بدون دود» – نوشته ی مرحوم «نادر ابراهیمی»

1 thought on “درخت

  1. خوشحالم که شروع کردی به خوندنش، خط به خطش رو باید حفظ کرد؛ چه سیسایاش، چه عاشقانه هاش، په انسانیتاش. من جات بودم جمله هاش رو های لایت می کردم. هر چند خودم این کار رو با هیچ کدوم از کتابام نکردم.

    حمید: آره واقعا، خیلی خیلی خوبه خط به خطش! من های لایت نکردم تا حالا،‌ ولی خط کشیدم زیر خیلی از جملات قشنگ کتابهام، یا حداقل جمله ای که خوشم اومده رو توی وبلاگ نوشتم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.