با ۱۲ روز تاخیر، ۱

۱۶ مرداد ۱۳۸۸، خاطره انگیز ترین روز زندگی من بود و هست. روز شروع زندگی مستقل، کنار کسی که هر روزی که میگذره، عشق و علاقه ام بهش بیشتر میشه و از انتخابی که کرده ام،  مطمئن تر و خوشحال تر میشم.

خستگی چیدن لوازم خونه در روزهای قبل از مراسم

پارسال برعکس همه ی دامادهایی بودم که در روزهای منتهی به  ازدواجشون و خصوصا روز اصلی مراسم، استرس دارند و خسته هستند. خوشحال و سرحال بودم و بی استرس. خوشحال تر هم شدم وقتی همه ی برنامه ریزی هامون خوب نتیجه داد و همه چیز به موقع انجام شد.

به همه گفته بودیم برای مراسم صوری که توی اتاق عقد قراره برگزار بشه، ساعت ۵ بیان تالار. خودمون ساعت ۴ رسیدیم اونجا. اتاق عقد هنوز کاملا آماده نشده بود. رفتم پیش مسئول تالار و اعتراض کردم. گفت بابا شما خیلی عجیبین! عروس و دامادهایی که قراره ساعت ۵ بیان، ساعت ۷ میرسن، شما یه ساعت هم زودتر اومدین؟

5 thoughts on “با ۱۲ روز تاخیر، ۱

  1. مبارک باشه سالگرد عروسی تون آقای برادر 🙂 با بهترین آرزوها که شایستگی اش هم دارین…
    همون، همه ی عروس داماد ها خیلی دیرمیرسن، عالی بودین، چقدر خاطره ی خوبیوووایشالله همیشه با دل خوش.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.