روزگار من

شده ام مثل حجره دارها و مغازه دارها! صبح اول صبح می آیم کرکره ی آزمایشگاه را بالا می کشم. معمولاً هم خودم، آخر وقت کرکره ها را می کشم پایین و می روم خانه

1 thought on “روزگار من

  1. حالا کاری هم پیش میره؟

    حمید: آره مهدی. تقریباً همونطوری که فکر میکردم پیش میره. اگه زودتر از اینا وقت گذاشته بودم، تا الآن دفاع کرده بودم و راحت شده بودم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.