۲۳

شمارش معکوس این بغل تموم شد. ساعت ۱:۰۰ بامداد ۲۱ مهر ۱۳۸۶ شد. این یعنی ۲۳ امین سال زندگی من شروع شد!

سالی که دارم همه ی تلاشم رو میکنم که دو تا از مهمترین اتفاقات زندگی ام رو توش به سرانجام برسونم.

خیلی وقت بود از روزهای تولدم لذت نمی بردم، هیچ حس تازگی و امیدی نداشتم، هیچ کورسویی نمی دیدم! اما برای دومین سال پیاپی، اونقدر توی این لحظه خوشحالم که توصیفش برام خیلی خیلی سخته! دلیلش هم واضح و روشنه :دی (به دلیل یادآوری مرشد توی نظرات، بهتر بود میگفتم نسبت به دو سال اخیر هیچ لذتی از روزهای تولدم نمی بردم و هیچ کورسویی نمی دیدم! اینها همه در مقام مقایسه بود برادر)
امیدوارم خدا هم کمکم کنه تا این سال مهم و حیاتی زندگی ام رو به خوبی و با موفقیت تموم کنم.

یه سری عکس هم از سال های مختلف از خودم گذاشتم توی ادامه ی مطلب، اگه وقت کردین و حالش رو داشتین ببینین. چون یه کم طول میکشه باز شدنش.


  1. سال ۱۳۷۰ یا ۱۳۷۱! حتی خودم هم تاریخ دقیقش رو نمی دونم، چون از توی آلبوم عکس نوه های پدربزرگ مرحومم کش رفته شده! البته مادرم میگن مال سال دوم دبستان بوده این عکس. یعنی همون ۱۳۷۱!
  2. فکر کنم آخر تابستون ۱۳۷۸
  3. ۵ دی ۱۳۷۸! کلاس اول دبیرستان! نخندین!!! خوب کوچولو بودم دیگه :دی
  4. آبان ۷۹! نترسین! سن رشدم بوده خوب :دی
  5. ۳۱ شهریور ۱۳۸۲! این عکس رو واسه ی ثبت نام دانشگاه گرفتم
  6. بهار ۱۳۷۸! چشماتو درویش کن دوست عزیز!
  7. دی ماه ۱۳۸۰! آدم توی سن رشد باشه و مدرسه عکس بخواد و از این عکاس کار درستا!!! بیاد توی مدرسه، همین میشه دیگه
  8. ۷ مرداد ۱۳۸۱! این عکس رو هم در سه سوت برای سال پیش دانشگاهی گرفتم
  9. کلاس پنجم دبستان! نمی دونم چرابا این عکسم کلی حال میکنم! خیلی مکّار افتادم توی این عکس، اما بخدا اینجوری نیستم
  10. آبان ۱۳۸۳! این عکس رو هم واسه ی گواهینامه گرفتم. کلاً شاکی بودم اینجا! مجبور شدم بخاطر گواهینامه، این کت قشنگ عکاسی رو تنم کنم. نترسین از قیافه ام!
  11. ۳ اردیبهشت ۱۳۸۴! یه بار که می خواستم با ماشین برم مرکز تحقیقات مخابرات، بخاطر اینکه مشمول طرح زوج و فرد میشدم، پلیس جلوم رو گرفت! کارت مرکز تحقیقات رو که این عکسم روش بود به جناب سروان نشون دادم. باورش نشد من متولد ۶۴ باشم! خیلی پیر شدم ننه!
  12. این هم جدیدترین عکس بنده! ۱۹ خرداد ۱۳۸۶! این عکس به فرموده ی همسفر گرامی، بهترین عکس بنده است! ببینید عکسهای دیگه ام چقدر باحالن که این بهترینشونه!

خواستم یه عکس هم همین الآن بگیرم از خودم، بذارم اینجا. اما خودم رو که توی آینه دیدم خوف کردم! هَپَلی شدم خفن! صلاح دیدیم عکسی از الآنمون اینجا نگذاریم بابا! باشد که رستگار شوید

راستی برای واضحتر دیدن عکس، روش کلیک کنید. یه کم بزرگتر میشه، این تو هم رفتگی عکسها، بیش از پیش بنده رو کج و معوج کرده

——————————————————————-

بعدالتحریر ۱: این مطلب هنوز را در مورد مصاحبه ی محمدرضا لطفی با کیهان فرهنگی حتماً بخوانید! وحید خوب می گفت که لطفی زده توی کار پست و مقام و پاچه خواری! باید فاتحه ی موسیقی مملکتی رو که امثال لطفی از خود راضی استاد اون هستند کم کم خوند! امثال شجریان و علیزاده باید کاری بکنند! باز هم به قول وحید، شاید ریاست شجریان بر شورای عالی موسیقی، نشونه ی شروع یک جنگ برای مقابله با لطفی باشه

بعدالتحریر ۲: مرشد یه مطلب خیلی خوب در مورد تموم شدن ماه رمضون نوشته. من که خیلی حال کردم. حتماً بخونید

10 thoughts on “۲۳

  1. سلام:
    من را که خبر نمی کنی،آقا تولدت مبارک.پس تو هم متولد ماه مهری.بهترین ماه.مخلص متولدین ماه مهر به شدت هستیم.ایشالا همدیگر رو سال های سال ببینیم در سلامت وخوشی.

  2. ســـــــــلام دوست مهرماهی من
    تــــولــدت مبارک (بابت تاخیر شرمنده الان پستت رو دیدم)
    امیدوارم همه ی لحظه های زندگیت سرشار از سلامتی و شادی و موفقیت باشه
    از خوندن مطلبت ومقایسه ی عکسها و پی نوشت هاشون لذت بردیم ..آرزومند امسال یکی از بهترین سالهای زندگیت باشه و هر سال بر کیفیتش افزوده بشه.. می بینی روزگار رو ؟ چه زود از شماره ی ۱ به ۱۲ رسیدی !

  3. به به به تولدت مبارک عزیزم. ان شالله سال دیگه تولدت رو مشهد بگیری (یعنی یکی از مهمترین اتفاقات سال آینده به ثمر برسه :دی)
    وای چه عکسایی، چه بچه هایی :)) ولی خداییش هیچ فرقی با عکس ۱ نکردی :پی

    حمید: اتفاقاً خودم هم فکر میکنم چندان تغییری نکردم. خیلیای دیگه هم هستن که همینو گفتن

  4. میگم حمید حتمآ یه عکس دیگه بگیر که update شی…اون عکس ۱۲ که آخر قدیمه…
    من به عکس ۹ رای میدم :دی
    راستی می گفتی تولدته تو افطاری مبارکت می کردیم! :دی
    مبارک باشه…

    حمید: آقا چشاتو درویش کن! عکس جدیدم دقیقاً عین همون عکس ۱۲ بید برادر

  5. agha chera tohmat mizani ?:D
    manke hamishe polesho dadam(gir nade be on 14 toman :D) badesham inke agha tavalodet mobarak bashe :*

    حمید: آقا اون چهارده تومن رو میگیرم ازت :دی

  6. نه اون جمله دومی همین جا توی باکس شمارش معکوس نوشته شده :دی

    حمید: آهان! از اون لحاظ! پس باید این همیشه رو به حساب این دو سال بذارم! :دی

  7. ۱-خیلی وقت بود از روزهای تولدم لذت نمی بردم، هیچ حس تازگی و امیدی نداشتم
    ۲-همیشه، در روز تولدم، آنقدر شادم که حس میکنم روی زمین نیستم
    به نظرت این دوتا یکم با هم فرق ندارن؟

    حمید: اون جمله دومی فکر کنم مال من بود! توی وبلاگ تو نوشته بودم مرشد؟

    سالهای قبل به نظر خودم از روز تولدم لذت می بردم و شاد بودم. اما تازه دو ساله که می فهمم شادی روز تولد یعنی چی! و میگم که خیلی وقت بود لذت نمی بردم. بهتر بود می گفتم در مقایسه با الآن! این تفاوت رو به این حساب بذار

  8. ۱٫آقا تولدت مبارک.
    ۲٫ببینم عکس از سالهای ۶۶ اینا نداری بذاری؟ :دی

    حمید: اتفاقاً خواستم یکی دو تا عکس از اون سالها هم بذارم! اما مطمئن بودم دیگه جلوی امثال تو و پژمان و امین مسیب زاده و بابک و مجید و … نمی تونم آفتابی بشم! :اف

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.